تبلیغات
 یک فنجان شعر
نویسندگان
نظر سنجی
...امیدی به شاعر شدن من هست؟(مطالب وب نوشته های خودمه)








آی پی کاربر



یک فنجان چای
   پر از پوره های زندگی...
گس!

یک فنجان قهوه
  پر از لبخند های زورکی...
تلخ!

یک فنجان شعر
پر از خیال خوش....!




به وب من خوش اومدید!
اینجا شعرای خودمو می ذارم
لطفا نظر بدید و راهنماییم کنید!
(برای نظر دادن نیازی به ایمیل نیست دوستان)

در ضمن در نظر سنجی شرکت کنید وبه صفحات جانبی و لینک دوستان سر بزنید!
ممنون از حضورتون

صالحه




طبقه بندی: دلنوشته،
برچسب ها: به قلم:صالحه، یک فنجان شعر، قهوه، خیال، تلخ، گس، چای،

تاریخ : سه شنبه 4 اسفند 1394 | 08:32 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
عکس و تصویر فهمیده هرکس ذره ای دوری چشیده هجران زده حال و هوایش فرق دارد قلبی که ...

رنگ و روی دنیا پریده...

همه سر به سر از یتیمی پُریم...

حالِ سه نقطه های بی شما خوب نیست!

حالِ این شهرِ بی شما خوب نیست...

قصد عزیمت ندارید؟

حال هیچکس بی شما خوب نمیشود!









صالحه.ن

پ.ن:مدتی نخواهم  بود
برچسب ها: جمکران، اللهم عجل لولیک الفرج، جمعه نوشت، هیچکس، حال، عزیمت، سه نقطه،

تاریخ : جمعه 6 اسفند 1395 | 04:26 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
عکس و تصویر فکر میکنی پول درآوردن سخته ؟! باشه ! بی پولی رو امتحان کن :unamused_face:✋

در این شهری که کس باور ندارد بغض را اینجا

اگر هق هق کنی پولی ،

 برایت تویِ ساکِ ساز می ریزند...









صالحه.ن



برچسب ها: شهر، باور، بغض، هق هق، پول، ساک، ساز،

تاریخ : پنجشنبه 5 اسفند 1395 | 12:37 ق.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
عکس و تصویر به نام بخوانی‌اَش؛ به «جان؟» برگردد ...

از جان استفاده توان کرد جز فدا کردن؟؟









صالحه.ن

نقل قول نوشت:«با نام بخوانیش به "جان" برگردد»



برچسب ها: جان، استفاده، فدا، عکس، با نام بخوانی اش به جان برگردد،

تاریخ : سه شنبه 3 اسفند 1395 | 10:30 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
عکس و تصویر کشاورزی یک مزرعه بزرگ گندم داشت; زمین حاصلخیزی که گندم آن زبانزد خاص و عام ...

رویش

بهانه ی "رسیدن" بود

بهانه ی بزرگِ "سبز شدن"

وگرنه مراد همان است که بود:

همچنان "تو" ؛ یکه تازِ شعر های همه ای...









صالحه.ن


برچسب ها: رویش، بهانه، رسیدن، تو، شعر، سبز شدن، مراد،

تاریخ : سه شنبه 3 اسفند 1395 | 10:25 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
عکس و تصویر نمی خواستم ناراحتت کنم ، اما انگار کردم ! با دوست داشتن ِ زیادم با ...

مهلت اجاره ام سر آمده...

و تمام اسبابم را ؛

صاحب خانه ریخته وسط کوچه

کسی که در من بود

مرا از خودم بیرون کرده...

من که خوبم ولی انگار:

«غماز بود و اشک و عیان کرد....»








صالحه.ن

پ.ن:«گفتم به دلق زرق بپوشم نشان عشق...غماز بود اشک و عیان کرد راز من»حافظ


برچسب ها: و عشق یک بیماری بدخیم روحی بود، حافظ، گفتم به دلق زرق بپوشم نشان عشق، غماز بود اشک و عیان کرد راز من، اجاره، صاحب خانه، اسباب،

تاریخ : سه شنبه 3 اسفند 1395 | 10:10 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات


خدا همه جا را سفید پوش میکند و زمزمه میکند:

«لا تقنطوا من رحمتی...»

همه را پاک میکند و میخواند:

«رحمتی وسعت کل شی»

چه رحمان پرودگاری...

همه را سفید کرده








صالحه.ن


برچسب ها: لا تفنطوا من رحمه الله، خدا، برف، سفید پوش، رحمتی وسعت کل شی، اعراف، رحمان،

تاریخ : شنبه 30 بهمن 1395 | 09:44 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
عکس و تصویر از گناه کوچک کسی که دوستش داری بگذر ! چون سرانجام تنهایی کاری خواهد کرد ...

اگر نظر مرا بخواهند؛

میگویم روزهای برفی،

باید همه را تعطیل کنند!

ماشین ها را هم ورود ممنوع!

اصلا تحریم کنند این پاره آهن های غول پیکر که برف را گل میکنند!!

بعد همه ی مردم باهم بروند توی میدان اصلی شهر و تا میتوانند همین یک روز را بخندند...

فقط همین یک روز،

همین چند ساعت،

که خدا عروسی به راه انداخته و خودش دارد نقل میپاشد.

روز های برفی روز تر از بقیه روز هاست...

باید عمیق تر به دنیا لبخند زد

باید بیشتر به خدا عشق ورزید:))









صالحه.ن

پ.ن:چرا نظر منو نمیپرسن؟؟؟بعدنشم  امروز که تعطیل نبودیم خیلی هم خوش گذشت تازشم اصن!!! بعله!!



برچسب ها: روز برفی، لبخند، خدا، عشق، عروسی، برف، تحریم،

تاریخ : شنبه 30 بهمن 1395 | 09:32 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
عکس و تصویر M

گاهی فکر می کنم

قسمتی از مغزم هنوز در کودکی مانده است

من؛

کودکی هستم که هنوز حرف زدن را بلد نیست!

 چشم هایم زود تر از دهانم به حرف می آید

و قلمم زودتر از زبانم درد هایم را می نویسد

من در کودکی مانده ام

و هیچ کس نیست که مثل آن روز ها

این دخترک گریان ترسیده را

در آغوش بگیرد و آرام کند!

و هیچ کس نیست که این مشکل عظیم را بفهمد!










صالحه.ن




برچسب ها: سکوت، مغز، کودکی، چشم، دهان، قلم، درد،

تاریخ : جمعه 29 بهمن 1395 | 07:33 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
عکس و تصویر این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت گفتگویی و خیالی ز جهان من و ...

اینبار چشم هایم را که بستم

باید برای نیامدنت دعا کنم!

هی زیر لب بگویم« نیایی نیایی نیایی »

و  تو که لجباز ترین اتفاق زندگی منی

مثل همیشه برعکس بیوفتی:))










صالحه.ن

پ.ن: همینجوری نوشت

برچسب ها: دعا، چشم، لجباز، نیایی، برعکس، زیر لب، اتفاق،

تاریخ : پنجشنبه 28 بهمن 1395 | 07:07 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
عکس و تصویر هفته رو با یه برنامه ریزی شروع کن و با رضایتمندی تموم کن . هفته ...

به تو فکر میکنم

باران می گیرد...

مگر چقدر بغض داری جانای من؟










صالحه.ن


برچسب ها: تو، فکر، باران، بغض، جانای من،

تاریخ : چهارشنبه 27 بهمن 1395 | 10:35 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
عکس و تصویر امــیدوار باش

کاش میشد یک شب از همین شب های بلند زمستانی

از لکه های پنجره

رفت و تکه ای شب شد

تکه ای از این سیاهی ممتد

و ادامه پیدا کرد تا تاریکی

باید از همین سردی شیشه شروع کرد

و آرام آرام بخشی از شب شد

اندک اندک تمام شد!









صالحه.ن

پ.ن:هیچ گونه ارزشی ندارد:|


برچسب ها: شب، زمستانی، سیاهی، سرد، شیشه، ممتد، تاریکی،

تاریخ : چهارشنبه 27 بهمن 1395 | 10:27 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


تاریخ : چهارشنبه 27 بهمن 1395 | 10:19 ب.ظ | نویسنده : صالحه | هیچ مگو
عکس و تصویر ‏پول و مدرک بالاخره جور میشه، ولی جمع و جور کردن شعور و معرفت کار ...


شما احتمالا با باران نسبتی دارید؟

قطره های باران نام شما را میگفتند:

ربی ودود...

ربی ودود...










صالحه.ن

پ.ن: ودود از ریشه ود به معنی دوست داشتن توام با آرزو ./دوست دارنده ی بندگان و دوست داشته شده ی مومنان




طبقه بندی: یواشکی های من و خدا،
برچسب ها: ربی، ودود، خدا، قطره، باران، خدا بزرگ تر از درد های ماست، نام،

تاریخ : دوشنبه 25 بهمن 1395 | 09:28 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
عکس و تصویر #این_صاحبنا با هر نَفَسَم... عجل فرجَه..........

زمین از مدراش خارج شده

روی بغض میگردد!

نمی شود بیایی؟

آقای مهربان...

واقعا نمیشود؟









صالحه.ن


برچسب ها: اللهم عجل لولیک الفرج، این صاحبنا، اقای مهربان، بیایی،

تاریخ : جمعه 22 بهمن 1395 | 03:02 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
عکس و تصویر حرف هایی که وقتی تنها و غمگین هستی به خودت میزنی رو باور نکن :winking_face:✋ ...

دلم تنگ میشود

برای همه...

برای همین "تو"

که چند قدم آن طرف تری...

برای خودم

که همین جایم!

دلم تنگ میشود

برای من و تو

که انقدر از هم دوریم!

من که اینجایم و تو که چند قدم آنطرف تر....









صالحه.ن


برچسب ها: دلم تنگ میشود، تو، قدم، آن طرف تر، دور، اینجا،

تاریخ : جمعه 22 بهمن 1395 | 02:27 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات

تعداد کل صفحات : 41 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • paper | مرکز لینک ایران | نینا چت