یک فنجان شعر
نویسندگان
نظر سنجی
...امیدی به شاعر شدن من هست؟(مطالب وب نوشته های خودمه)








آی پی کاربر



یک فنجان چای
   پر از پوره های زندگی...
گس!

یک فنجان قهوه
  پر از لبخند های زورکی...
تلخ!

یک فنجان شعر
پر از خیال خوش....!




به وب من خوش اومدید!
اینجا شعرای خودمو می ذارم
لطفا نظر بدید و راهنماییم کنید!
(برای نظر دادن نیازی به ایمیل نیست دوستان)

در ضمن در نظر سنجی شرکت کنید وبه صفحات جانبی و لینک دوستان سر بزنید!
ممنون از حضورتون

صالحه




طبقه بندی: دلنوشته،
برچسب ها: به قلم:صالحه، یک فنجان شعر، قهوه، خیال، تلخ، گس، چای،

تاریخ : سه شنبه 4 اسفند 1394 | 08:32 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
عکس و تصویر

چشم هایم درد میکند...

از بغض هایی که در آستانه ی شکستن،

خفه شان کردم!

من بزرگترین قاتل جهانم...!

و روزی هزار بار

از این غده ی سرطانی آبستن میشوم

و هر روز این درد را ، در نطفه خفه میکنم...

من قاتل ترین آدم جهانم!









صالحه.ن



برچسب ها: چشم، درد، بغض، شکستن، بزرگترین قاتل جهان، غده ی سرطانی، آبستن،

تاریخ : سه شنبه 28 دی 1395 | 08:35 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
Related image


در این حوالی...

زنیست؛

که از بدو تولد...

ایمان به فصل سرد را آموخته است!

و سالهاست...

در آستانه ی آشوب است!

و سالهاست که در این فصل سرد مانده است!









صالحه.ن

پ.ن:«و این منم!زنی تنها...در آستانه ی فصلی سرد»فروغ


برچسب ها: و این منم زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد، ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، فروغ فرخ زاد، آشوب،

تاریخ : سه شنبه 28 دی 1395 | 08:16 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
عکس و تصویر سیگار

نیستی وانگار

 تمام راهرو های این شهر بوی سیگار میدهند...

من هی نفسِ عمیق میکشم بویِ پیراهنت را؛

و دوباره سردرد میشوم!

چه خیال عبثی؛

بوی سیگار تو که سرِ مرا درد نمی آورد!










صالحه.ن


برچسب ها: نیستی، سیگار، راهرو، شهر، بوی پیراهن، سردرد، عبث،

تاریخ : دوشنبه 27 دی 1395 | 08:07 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
عکس و تصویر به کجا توانی گریختن

راستش تو و من ؛

نقش خاصی در این دنیا نداریم!

فقط "من"،

 شدیدا "معطوف" به توست!









صالحه.ن

پ.ن:اخرین امتحان بود؛ زبان فارسی.داشتم برا دوستم معطوفو میگفتم؛شد من و تو...:)


برچسب ها: پرنده تویی آسمان من به کجا توان گریختن، رضا کاظمی، تو و من، نقش، معطوف، زبان فارسی،

تاریخ : دوشنبه 27 دی 1395 | 07:50 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
عکس و تصویر نگاه کن من بلد نیستم بهت برسم خودت یه کاری کن ... #دخترونه#عاشقانه#عکاسی

نماز باران بخوان برای این شهر؛

و گودال های تُهیِ چشمهاش...

که سالیان درازیست گونه هاش

درگیر خشک سالیست!










صالحه.ن

پ.ن:اینکه چشم ها نبارند...امان امان!


برچسب ها: نماز باران، شهر، چشمهاش، گودال تهی، خشک سالی، گونه،

تاریخ : دوشنبه 27 دی 1395 | 07:49 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
http://s8.picofile.com/file/8282399184/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B7%DB%B0%DB%B1%DB%B1%DB%B4_%DB%B1%DB%B6%DB%B1%DB%B3%DB%B1%DB%B8.JPG

چقدر چشم هایم را دوست دارم؛

آنگاه که برای تو میگریند

و لب هایم را...

آنگاه که نام تو را می خوانند

و دستهایم، آنگاه که از تو مینویسند!

اصلا؛

من خودخواه ترین دختر جهانم آنگاه که تو را داشته باشم

من...

دوست داشتنی ترینم...

اگر تو را داشته باشم:)










صالحه.ن




برچسب ها: اگر تو را، چشم، لب، دست، خودخواه، دختر، دوست داشتنی،

تاریخ : شنبه 25 دی 1395 | 03:59 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
تصویر مرتبط

قرار است خدا؛

سوره ای نازل کند!

مکی،یک آیه،چهار حرف

سوره ای به نام پدر:

«م ه د ی»









صالحه.ن


برچسب ها: سوره، پدر، مکی، اللهم عجل لولیک الفرج، یک آیه، م ه د ی، چهار حرف،

تاریخ : جمعه 24 دی 1395 | 11:46 ق.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
تصویر مرتبط

ما چقدر به شما بدهکاریم آقا...

چوپ خط انتظارمان هم که چندین قرن است پر شده...!!

چند ندبه؟

چند گریه؟

چقدر کار خوب؟؟

چند هزار سال انتظارِ واقعی را بدهکاریم؟؟










صالحه.ن


برچسب ها: احرار، اللهم عجل لولیک الفرج، انتظار، بدهکار، چوب خط، ندبه، گریه،

تاریخ : جمعه 24 دی 1395 | 11:44 ق.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
عکس و تصویر


تمام قصه؛

زیر سر این دو تا انار بود؛

و حول دو خط مماس

-که گاه شکر خندی مینشست رویش-

 گردش داشت!

قصه از انار های سرخ یلدا شروع شد!









صالحه.ن

پ.ن:همینجوری نوشت:)



برچسب ها: خط، مماس، انار، قصه، شکر خند، لب، سرخ،

تاریخ : چهارشنبه 22 دی 1395 | 08:23 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
Image result for ‫دفتر شعر‬‎

دفتر شعرمو نبر خونت

 که اتاقت صدای گریه میگیره

دختری توی شعرامه...

که یه عمره اسیر طوفانه


وا نکن دفترم رو تو خونت ؛

کل آشوب شهر توی دفترمه

نگرانم که خونتو این سیل

تا ته دنیا با خودش ببره


دفتر شعرمو نبر خونت

شاعرانه هام فقط درده

اینهمه واژه هر وقت لازم بود

تو ته این گلو رسوب کرده

جای اینکه بشه مرهم درد

دردی رو درد هام اضاف کرده


دفتر شعرمو نبر خونت

شعرامو نخون که می میری

دختری که توی شعرامه

مثل پاییز خودکشی کرده!!









صالحه.ن


برچسب ها: دفتر شعر، گریه، دختر، طوفان، شعر، آشوب، خودکشی،

تاریخ : سه شنبه 21 دی 1395 | 12:19 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
عکس و تصویر من و تو یک روز دست در دست کسانی که دوستشان داریم یکدیگر را میبینیم ...

مسیحِ منی و من چو یهودا ؛

به بوسه تسلیم میکنم تمامت را

هوای خیانت گرفته سرِمن ؛

نصیب صلیب میشود تنم آخر...










صالحه.ن

برچسب ها: مسیح، یهودا، بوسه، تسلیم، نصیب، صلیب، خیانت،

تاریخ : دوشنبه 20 دی 1395 | 08:54 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


تاریخ : دوشنبه 20 دی 1395 | 07:53 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
عکس و تصویر سید علی خامنه ای


یٌحیی-یٌمیت شنیده اید آقا؟؟

تفسیر شاعرانه ترش خنده ی شماست









صالحه.ن

برچسب ها: یحیی یمییت، آقا، سید علی، شاعرانه تر، خنده،

تاریخ : دوشنبه 20 دی 1395 | 12:23 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
عکس و تصویر

من قدم های رفتنت را میشناسم!

به هر حال؛ هر چه نباشد ؛

سالهاست بدرقه ات کرده ام

گام هایت هوای عصیان دارد!

انگار اینبار برنمیگردی!!










صالحه.ن

پ.ن:عکس نوشت...چادرش و انگشترش دوس


برچسب ها: گام، رفتن، میشناسم، هوا، عصیان، بدرقه، برنمیگردی،

تاریخ : شنبه 18 دی 1395 | 10:01 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات
عکس و تصویر می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن روزها که تنها پدر قهرمان بود… عشق فقط ...


یه بلیط لطفا...

برای اون روزایی که کف پام اندازه ی کف دستش بود

برای همون وقتا

که رو دست بلندم میکرد و پرواز یادم می داد...









صالحه.ن

پ.ن:یادمون نره رو دستای کی پروازو شروع کردیم:)

پ.ن:دخترا همیشه بابایی خواهند موند!عکسشو^_^


برچسب ها: پرواز، بابا، بلیط، کف پا، دختر، کف دست، نوستالژی،

تاریخ : جمعه 17 دی 1395 | 03:53 ب.ظ | نویسنده : صالحه | نظرات

تعداد کل صفحات : 39 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • paper | مرکز لینک ایران | نینا چت