تبلیغات
یک دیوانه می نویسد! - رمان-کیمیاگر

یک دیوانه می نویسد!

«قرعه ی کار به نام منِ دیوانه زدند»

درباره من
«دیوانه تر از خویش کسی میجستم
دستم بگرفتند و به دستم دادند» سعدی

هنوز تصویر همان دختری پاییزیم که باد از موهایم می وزد!
فنجان شعرم شکست و یک دیوانه برایتان می نویسد!


خوش اومدید:)

نوشته هام رو میذارم که قد بکشه
نظر بدید...راهنمایی کنید
و
کم لطفی منو ببخشید...
اگه بی حوصله و خستم...و اونجور که باید حق رو به جا نمیارم!

"لطفا بدون ذکر منبع کپی نکنید"
نویسندگان
جستجو در وبلاگ



با"عطیه برتر" بود که با "پائولو کوئلیو" نویسنده ی  دوست داشتنی آشنا شدم.

کتابی که از "عشق" گفته بود و انقدر دوست داشتنی و کم حجم بود که حتی یک ساعت هم وقتم را نگیرد

اما انچنان مرا به فکر فرو ببرد که بیاندیشم:اگر همه این کتاب را بخوانند دنیا خیلی جای بهتری خواهد بود...

و بعدتر که "کیمیاگر" را خواندم به یقیین رسیدم این خاصیت این  نویسنده  است

 که مثل پرتقال خوشمزه و دوست داشتنی بنویسد:)

انقدر خوب که باید همه، بارها و بارها و بارها....بخوانند اورا.

شاید هیچ کتاب دیگری به اندازه ی شازرده کوچولو جذاب نباشد

اما کمیاگر شاید لحظاتی حس و حال شازرده کوچولو را زنده کند:)




کمیاگر رمان دویصد و چند صفحه ای پائولو کوئلیو

داستان نمادینیست از مردی که دنبال گنج سفر میکند...

ترجمه ی خوب ارش حجازی...جملات ساده و  فلسفی...

و روح وحدتی که بر کتاب حاکم بود همه و همه باعث صدچندان شدن لذت این کتاب بود.

چیزی که از همه چیز برای من جذاب تر بود نگاه نویسنده بود که انگار  بالای صخره ای ایستاده

و عرب و غیر عرب و مسلمان و مسیحی و کویر نشین و صحرا گرد و دریا نورد و همه و همه را از یک روح میبیند

و ورای این همه دعوا ،به همه چیز نگاه میکند!


اگر در روزمرگی های این روزها خود را گم کردید

کمیاگر را بخوانید ...نه یک بار که هزار بار....




+اندیشید:شاید خدا صحرا را خلق کرد تا انسان بتواند با دیدن نخل تبسم کند.



+هر روز ابدیت را در خود دارد


+گفت:«دارم میروم و میخواهم بدانی که دوستت دارم چون....ـ»
فاطمه به میان حرفش پرید:«پیزی نگو.دوست داری چون دوست داری برای عشق ورزیدن هیچ دلیلی وجود ندارد»
اما جوان ادامه داد:«دوستت دارم چون رویایی دیدم،با پادشاهی ملاقات کردم،بلور فروختم،صحرا پیمودم،برای یافتن مکان یک کمیاگر به کنار چاهی آمدم
دوستت دارم چون سراسر کیهان برای رساندن من به تو همدست شده»




+انسان خوشبخت انسانی است که خدا را درون خود دارد
و میتوان خوشبختی را در یک دانه ی شن صحرا یافت





+جوان در روح جهان فرو رفت
 و دید که جهان بخشی از روح خداست و
دید که روح خدا خود اوست و دید که بدیت ترتیب میتواند معجزه کند




+مهم نیست چه میکنی
 هرکس بر روی زمین همواره تجلی بخش بنیادی ترین رسالت در سرگذشت جهان است
و اغلب این را نمیدانند...



ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




  • ...امیدی به شاعر شدن من هست؟(مطالب وب نوشته های خودمه)