یک فنجان شعر

با تمام اینها...به قول او: شاعر شدن خوب نیست؛اینبار که برگشتم درخت میشوم!

درباره من
شاعرانه های من تصویر دختری پاییزیست که باد از موهای او می وزد:)

چه خوب که اومدید:)
شعرام رو میذارم که قد بکشه...نقداتون خوشحالم میکنه

چقدر خوش اومدید!

لطفا نظر بدید و راهنماییم کنید!
(برای نظر دادن نیازی به ایمیل نیست دوستان)

در ضمن در نظر سنجی شرکت کنید وبه صفحات جانبی و لینک دوستان سر بزنید!
ممنون از حضورتون
و
"کپی بدون ذکر منبع به هیچ وجه آزاد نیست"
نویسندگان
جستجو در وبلاگ
نویسنده :صالحه
تاریخ: سه شنبه 4 اسفند 1394 09:32 ب.ظ



یک فنجان چای
   پر از پوره های زندگی...
گس!

یک فنجان قهوه
  پر از لبخند های زورکی...
تلخ!

یک فنجان شعر
پر از خیال خوش....!




صالحه

موضوع: حدیث دل،
کلمات کلیدی : به قلم:صالحه ، یک فنجان شعر ، قهوه ، خیال ، تلخ ، گس ، چای ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: شنبه 21 اسفند 1395 07:09 ب.ظ
عکس و تصویر

"عشق" نام پیامبری بود

با معجزه ی "جنون"

و آیاتی شبیه "درد"

جبرئیل به گمانم که هزار سال پیر شد

تا چنین عظمتی را به زمین برساند...









صالحه.ن


کلمات کلیدی : عشق ، پیامبر ، معجزه ، جنون ، آیات ، درد ، جبرئیل ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: شنبه 21 اسفند 1395 06:32 ب.ظ
عکس و تصویر من فکر می کنم الکساندر هم عاشق بود که تلفن را آفرید. وگرنه به عقل ...

کجا چنین که منم شاعران تواند؟

چه کس چنین که منم بیقرار تو است؟









صالحه.ن

موضوع: تک بیت، شعر،
کلمات کلیدی : بی قرار ، شاعر ، کجا ، چه کس ، بیقرار ، تک بیت ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: جمعه 20 اسفند 1395 08:39 ب.ظ



شبیه شما نیست هیچ کس اینجا...

یه قدر "نبود" شما هیچکس"نبود"تا حالا!!









صالحه.ن

نقل قول نوشت:«اگر من باعث این غیبت طولانی ات هستم...بگو تا مرگ خود را هم بخواهم از خدا هر شب»

نویسنده :صالحه
تاریخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 07:27 ق.ظ
عکس و تصویر مپـــرس حال مــرا روزگـــــار یــارم نیــست جهنـمـی شـده ام هیچ ڪس ڪنارم نیـست... فاضل_نظری

هنوز منطق عشق

در پی اثبات رفتنِ توست









صالحه.ن

موضوع: حدیث دل،
کلمات کلیدی : منطق ، عشق ، پی ، اثبات ، رفتن ، تو ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 11:20 ب.ظ
عکس و تصویر با هم پیر بشید... نه به دست هم ! #عاشقانه #عشقولانه #تنهایی #کانال_تلگرام_دنیای_خیالی

تُ مرا وسوسه کردی که به من وصل شود

گرنه در من هوس و میل رسیدن به خودم هیچ نبود!!









صالحه.ن

پ.ن:رسم الخط جانا:))

موضوع: تک بیت، شعر،
کلمات کلیدی : رسم الخط ، جانا ، تو ، وسوسه ، هوس ، میل ، هیچ ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 09:58 ب.ظ

نتیجه تصویری برای حرف است فراوان و دگر حوصله ای نیست

کجا ببرم حرف های این من را؟

که شکل بغض گرفته واژهایم باز...










صالحه.ن

موضوع: تک بیت، شعر،
کلمات کلیدی : کجا ، حرف ، من ، بغض ، واژه ، حرف است فراوان و دگر حوصله ای نیست ، ناصر پروانی ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 06:08 ب.ظ
عکس و تصویر این آتشِ عشق است نسوزد همه کس را! #عکاسی_من #شخصی #پاییز_ن #چتر #خیابون_انقلاب

خدا می خواست مرا ابر بیافریند

با احتمال بارش بالا!

اشتباهی رخ داده حتما...

زمین حق من نبود!!










صالحه.ن

پ.ن:عکاس پاییز عزیزم:) ممنون

موضوع: حدیث دل،
کلمات کلیدی : خدا ، ابر ، حق ، زمین ، اشتباه ، احتمال ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 04:58 ب.ظ

عکس و تصویر

آن نیمه از من

آن نیمه ی زیر آوار پاییز مانده ام

یک شب بارانی-همان شب فقط-

از زیر آوار بلند شد

دست ودل از هم پاشیده اش را سرهم کرد

قلبش را در گردنش آویخت

و زیر باران رفت

شعری از شاملو خواند

و آنقدر عمیق خندید که لبخند دوخته اش

از گوشه ی صورت روی زمین ریخت و خیس شد...










صالحه.ن



کلمات کلیدی : نیمه ، بارانی ، پاییز ، آوار ، دست ، دل ، قلب ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: یکشنبه 15 اسفند 1395 07:28 ب.ظ
عکس و تصویر ای زندگی، تن و توانم همه #تو جانی و دلی ، ای دل و جانم ...

خب چه کاریست که هی خسته بیایی بنشینی و هنوز

چاییت را که نخوردی بروی؟!

خب چه کاری؟

بنشین ! خستگی ات را در کن !

من به اندازه ی یک عمر که باشی غزل نو دارم

من به اندازه ی صد چای که تو

بشینی و بنوشی و به من گوش کنی

چه سخن ها دارم...









صالحه.ن

موضوع: شعر،
کلمات کلیدی : خوب چه کاری ، خسته ، بنشینی ، چایی ، غزل ، سخن ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: شنبه 14 اسفند 1395 07:37 ب.ظ
عکس و تصویر مرا ببر آنجا که بودنت تمام نمیشود #مریم قهرمانلو

کاش میشد

مثل "پسته خانوم" که یک شیشه ی کوچولو می اندازد توی گردنش و

 هر وقت دلش گرفت عطر هل بو میکشد؛

من هم یک شیشه بیندازم گردنم!!

و از لحظه هایی که توی شیشه جمعشان کردم بو بکشم!

همین اخر شب که توی ماشین بلند بلند زدی زیر خنده؛

شیشه ام را درآورم و یه عالمه از  بلند خنده ات جمع کنم.

یا وقتی که می گفتی:"خلِ دیوونه" زود صدایت را هل میدادم توی شیشه

و نگه دارم برای روز های مبادا که دیوانه بازی و گیج بازی درآوردم ، داشته باشم!

اصلا کاش میشد وقتی نگاهم میکردی و دستت را روی موهایم میکشیدی و میخندیدی

این تابلوی قشنگ را میزدم زیر بغلم و برای خودم نگه میداشتم!!!

دارم فکر میکنم

به روز های خرابی که نیستی...

به لحظه هایی که دلتنگت خواهم شد

به روز هایی که نه تابلوی نقاشی هست

نه شیشه ی کوچولویی توی گردنم

و نه تو...!









صالحه.ن

پ.ن:دلتنگ نوشت


موضوع: حدیث دل،
کلمات کلیدی : مرا ببر آنجا که بودنت تمام نمی شود ، مریم قهرمانلو ، پسته خانوم ، هل ، تو ، دلتنگ ، خنده ،
تعداد کل صفحات : 69 ... 4 5 6 7 8 9 10 ...
ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


 پارس تولز ابزار وب

  • ...امیدی به شاعر شدن من هست؟(مطالب وب نوشته های خودمه)