تبلیغات
یک دیوانه می نویسد! - درد موندنیه

یک دیوانه می نویسد!

«قرعه ی کار به نام منِ دیوانه زدند»

درباره من
«دیوانه تر از خویش کسی میجستم
دستم بگرفتند و به دستم دادند» سعدی

هنوز تصویر همان دختری پاییزیم که باد از موهایم می وزد!
فنجان شعرم شکست و یک دیوانه برایتان می نویسد!


خوش اومدید:)

نوشته هام رو میذارم که قد بکشه
نظر بدید...راهنمایی کنید
و
کم لطفی منو ببخشید...
اگه بی حوصله و خستم...و اونجور که باید حق رو به جا نمیارم!

"لطفا بدون ذکر منبع کپی نکنید"
نویسندگان
جستجو در وبلاگ
نویسنده :صالحه
تاریخ: سه شنبه 8 فروردین 1396 02:11 ق.ظ
عکس و تصویر ... :)


خیره خیره نگاش میکردم:

 بغض داشت!

بلد بودم خنده های پربغضشو...

گاهی اوقات آدما اونقدر نرم پا رو دل میذارن

که دیگه گریه و اشک و ناله تاثیر نداره...

دلی که شکست؛شکسته دیگه...حالا صدم تو خودتو به آب و آتیش بزن!

من به درک!اون به درک!

خودت توحسرت این روز میمونی!

گاهی وقتا... ولش کن بگم که چی بشه؟!...

اینهمه گفتم...اینهمه داد زدم...اینهمه نوشتم

چیشد؟! جوابش یه داد "خفه شو" بود!!

ولش کن!

ولی شما بیشتر مواظب باشید

بغض چیزی نیست که بیاد و بره

بغض میمونه...درد میمونه...

حسرت میمونه!

شما بیشتر مواظب باشید اینطوری پا رو دل نذازید

درد موندنیه!







صاد.نون

کلمات کلیدی : درد ، بغض ، حسرت ، خفه شو ، داد ، گریه ، درد موندیه ،
ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




  • ...امیدی به شاعر شدن من هست؟(مطالب وب نوشته های خودمه)