درباره من
هنوز تصویر همان دختری پاییزیم که باد از موهایم می وزد!
فنجان شعرم شکست و یک دیوانه برایتان می نویسد!

خوش اومدید:)

نوشته هام رو میذارم که قد بکشه
نظر بدید...راهنمایی کنید
و
کم لطفی منو ببخشید:)

"لطفا بدون ذکر منبع کپی نکنید"
نویسندگان
جستجو در وبلاگ
نویسنده :صالحه
تاریخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 10:44 ب.ظ


اینکه هنوز

زنی هست که در شلوغ ترین پارک بنشیند

و در حالی که به بازی فرزندان کوچکش خیره شده دست همسرش را ببوسد؛

اینکه هنوز آقای سپید موی دوست داشتنی

با گاری آبیش

کیک و آبمیوه می فروشد؛

یعنی هنوز زیر پوسته ی سخت این شهر زندگی جریان دارد

و میتوان

 بی خیال اخم های درهم پدر

لبخند زد به پیرمرد دوست داشتنی آبمیوه فروش:)

خدا اگر دنبال یک دلیل برای فرستادن رحمتش باشد

یقینا این عاشقانه های کوچک است:)








صالحه.ن

پ.ن:روبروی مغازه ی اغاجونم(پدر بزرگم)یه اقایی هستن با گاری آبی یه پیرمرد مو پشمکی بغلی:)
میرفتم کیک و ساندیس میگرفتیم ازش!خیییلییی دوس داشتنیه...
نمیدونستم هنوزم هست انقدر خوشحال شدم دیدمش اصن روزمو ساخت :)کلی نوستالژیک


بعدا نوشت:الان ک ب عنوانم دقت کردم یاد تبلیغات بیمکث افتادم!

موضوع: حدیث دل،
کلمات کلیدی : زندگی ، نوستالژیک ، خدا ، رحمت ، عاشقانه ، پیرمرد ، دوست داشتنی ،
ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




دانلود آهنگ


  • ...امیدی به شاعر شدن من هست؟(مطالب وب نوشته های خودمه)