تبلیغات
یک دیوانه می نویسد! - مطالب دی 1395

یک دیوانه می نویسد!

«قرعه ی کار به نام منِ دیوانه زدند»

درباره من
«دیوانه تر از خویش کسی میجستم
دستم بگرفتند و به دستم دادند» سعدی

هنوز تصویر همان دختری پاییزیم که باد از موهایم می وزد!
فنجان شعرم شکست و یک دیوانه برایتان می نویسد!


خوش اومدید:)

نوشته هام رو میذارم که قد بکشه
نظر بدید...راهنمایی کنید
و
کم لطفی منو ببخشید...
اگه بی حوصله و خستم...و اونجور که باید حق رو به جا نمیارم!

"لطفا بدون ذکر منبع کپی نکنید"
نویسندگان
جستجو در وبلاگ
نویسنده :صالحه
تاریخ: سه شنبه 28 دی 1395 08:35 ب.ظ
عکس و تصویر

چشم هایم درد میکند...

از بغض هایی که در آستانه ی شکستن،

خفه شان کردم!

من بزرگترین قاتل جهانم...!

و روزی هزار بار

از این غده ی سرطانی آبستن میشوم

و هر روز این درد را ، در نطفه خفه میکنم...

من قاتل ترین آدم جهانم!









صالحه.ن


موضوع: حدیث دل،
کلمات کلیدی : چشم ، درد ، بغض ، شکستن ، بزرگترین قاتل جهان ، غده ی سرطانی ، آبستن ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: سه شنبه 28 دی 1395 08:16 ب.ظ
Related image


در این حوالی...

زنیست؛

که از بدو تولد...

ایمان به فصل سرد را آموخته است!

و سالهاست...

در آستانه ی آشوب است!

و سالهاست که در این فصل سرد مانده است!









صالحه.ن

پ.ن:«و این منم!زنی تنها...در آستانه ی فصلی سرد»فروغ

نویسنده :صالحه
تاریخ: دوشنبه 27 دی 1395 08:07 ب.ظ
عکس و تصویر سیگار

نیستی وانگار

 تمام راهرو های این شهر بوی سیگار میدهند...

من هی نفسِ عمیق میکشم بویِ پیراهنت را؛

و دوباره سردرد میشوم!

چه خیال عبثی؛

بوی سیگار تو که سرِ مرا درد نمی آورد!










صالحه.ن


کلمات کلیدی : نیستی ، سیگار ، راهرو ، شهر ، بوی پیراهن ، سردرد ، عبث ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: دوشنبه 27 دی 1395 07:50 ب.ظ
عکس و تصویر به کجا توانی گریختن

راستش تو و من ؛

نقش خاصی در این دنیا نداریم!

فقط "من"،

 شدیدا "معطوف" به توست!









صالحه.ن

پ.ن:اخرین امتحان بود؛ زبان فارسی.داشتم برا دوستم معطوفو میگفتم؛شد من و تو...:)

نویسنده :صالحه
تاریخ: دوشنبه 27 دی 1395 07:49 ب.ظ
عکس و تصویر نگاه کن من بلد نیستم بهت برسم خودت یه کاری کن ... #دخترونه#عاشقانه#عکاسی

نماز باران بخوان برای این شهر؛

و گودال های تُهیِ چشمهاش...

که سالیان درازیست گونه هاش

درگیر خشک سالیست!










صالحه.ن

پ.ن:اینکه چشم ها نبارند...امان امان!

موضوع: حدیث دل،
کلمات کلیدی : نماز باران ، شهر ، چشمهاش ، گودال تهی ، خشک سالی ، گونه ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: شنبه 25 دی 1395 03:59 ب.ظ
http://s8.picofile.com/file/8282399184/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B7%DB%B0%DB%B1%DB%B1%DB%B4_%DB%B1%DB%B6%DB%B1%DB%B3%DB%B1%DB%B8.JPG

چقدر چشم هایم را دوست دارم؛

آنگاه که برای تو میگریند

و لب هایم را...

آنگاه که نام تو را می خوانند

و دستهایم، آنگاه که از تو مینویسند!

اصلا؛

من خودخواه ترین دختر جهانم آنگاه که تو را داشته باشم

من...

دوست داشتنی ترینم...

اگر تو را داشته باشم:)










صالحه.ن



موضوع: حدیث دل،
کلمات کلیدی : اگر تو را ، چشم ، لب ، دست ، خودخواه ، دختر ، دوست داشتنی ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: جمعه 24 دی 1395 11:46 ق.ظ
تصویر مرتبط

قرار است خدا؛

سوره ای نازل کند!

مکی،یک آیه،چهار حرف

سوره ای به نام پدر:

«م ه د ی»









صالحه.ن

موضوع: جمعه نوشت، عاشقانه های با وضو،
کلمات کلیدی : سوره ، پدر ، مکی ، اللهم عجل لولیک الفرج ، یک آیه ، م ه د ی ، چهار حرف ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: جمعه 24 دی 1395 11:44 ق.ظ
تصویر مرتبط

ما چقدر به شما بدهکاریم آقا...

چوپ خط انتظارمان هم که چندین قرن است پر شده...!!

چند ندبه؟

چند گریه؟

چقدر کار خوب؟؟

چند هزار سال انتظارِ واقعی را بدهکاریم؟؟










صالحه.ن

موضوع: عاشقانه های با وضو، جمعه نوشت،
کلمات کلیدی : احرار ، اللهم عجل لولیک الفرج ، انتظار ، بدهکار ، چوب خط ، ندبه ، گریه ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: چهارشنبه 22 دی 1395 08:23 ب.ظ
عکس و تصویر


تمام قصه؛

زیر سر این دو تا انار بود؛

و حول دو خط مماس

-که گاه شکر خندی مینشست رویش-

 گردش داشت!

قصه از انار های سرخ یلدا شروع شد!









صالحه.ن

پ.ن:همینجوری نوشت:)


موضوع: حدیث دل،
کلمات کلیدی : خط ، مماس ، انار ، قصه ، شکر خند ، لب ، سرخ ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: سه شنبه 21 دی 1395 12:19 ب.ظ
Image result for ‫دفتر شعر‬‎

دفتر شعرمو نبر خونت

 که اتاقت صدای گریه میگیره

دختری توی شعرامه...

که یه عمره اسیر طوفانه


وا نکن دفترم رو تو خونت ؛

کل آشوب شهر توی دفترمه

نگرانم که خونتو این سیل

تا ته دنیا با خودش ببره


دفتر شعرمو نبر خونت

شاعرانه هام فقط درده

اینهمه واژه هر وقت لازم بود

تو ته این گلو رسوب کرده

جای اینکه بشه مرهم درد

دردی رو درد هام اضاف کرده


دفتر شعرمو نبر خونت

شعرامو نخون که می میری

دختری که توی شعرامه

مثل پاییز خودکشی کرده!!









صالحه.ن

موضوع: شعر،
کلمات کلیدی : دفتر شعر ، گریه ، دختر ، طوفان ، شعر ، آشوب ، خودکشی ،
تعداد کل صفحات : 3 1 2 3
ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




  • ...امیدی به شاعر شدن من هست؟(مطالب وب نوشته های خودمه)