یک فنجان شعر

با تمام اینها...به قول او: شاعر شدن خوب نیست؛اینبار که برگشتم درخت میشوم!

درباره من
شاعرانه های من تصویر دختری پاییزیست که باد از موهای او می وزد:)

چه خوب که اومدید:)
شعرام رو میذارم که قد بکشه...نقداتون خوشحالم میکنه

چقدر خوش اومدید!

لطفا نظر بدید و راهنماییم کنید!
(برای نظر دادن نیازی به ایمیل نیست دوستان)

در ضمن در نظر سنجی شرکت کنید وبه صفحات جانبی و لینک دوستان سر بزنید!
ممنون از حضورتون
و
"کپی بدون ذکر منبع به هیچ وجه آزاد نیست"
نویسندگان
جستجو در وبلاگ
نویسنده :صالحه
تاریخ: یکشنبه 14 خرداد 1396 06:28 ب.ظ
عکس و تصویر یا بفرما به سرایم یا بفرما به سر ، آیم غرضم وصل تو باشد چه ...

دلـ ـتنگی

همین گودال عمیق دل من است

که جای خالی اش

را آغوش تو پر میکند







صالحه.ن
موضوع: حدیث دل،
کلمات کلیدی : دلتنگی ، گودال عمیق ، دل ، جای خالی ، آغوش ، خوب ، جانا ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: شنبه 27 آذر 1395 03:57 ب.ظ
عکس و تصویر ۷۹۴ ما را به جز #تو در همه عالم عزیز نیست... #سعدی


"طوفان وزیدن می گیرد؛

و خدا آغوش می گشاید:)"

آیا جهان،

فراتر از این دو جمله  گردش دارد؟!












صالحه.ن

پ.ن:عیدتون مبارک:)


کلمات کلیدی : طوفان ، خدا ، آغوش ، جهان ، جمله ، گردش ، عیدتون مبارک ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: جمعه 12 آذر 1395 09:52 ب.ظ
http://s9.picofile.com/file/8276965742/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6%DB%B1%DB%B2%DB%B0%DB%B2_%DB%B2%DB%B1%DB%B5%DB%B1%DB%B4%DB%B1.JPG


جای من را خالی کن...

بگذار بیایم کنارت بنشینم...

مثل قدیم ها توی آغوشت بخزم

بگذار گم شود نیمی از بدنم در آغوشت

دست راستم را حلقه کنم دور کمرت و دست چپم را بگذارم روی شانه ات

و محکم سرم را فرو کنم توی سینه ات...

جایم را خالی بگذار تا کنارت بمانم...

تا درِ گوشت زمزمه کنم:

«من که میفهمم ات...

لطفا ناراحت نباش...

جانای من...

خدا که هست...من که هستم...آرام شو دیگر...

باشد؟!»










صالحه.ن

پ.ن:آرام شو دیگر...دلم میگیرد غمگینی...باشد؟


پ.ن۲:آشوب آشوبم از این پاییز.."علیرضا اذر"

کلمات کلیدی : آغوش ، خدا ، آرام ، سینه ، علیرضا اذر ، آشوب ، عکس ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: شنبه 6 آذر 1395 07:14 ب.ظ
عکس و تصویر روز هایی که بی تو می گذرد گرچه با یاد توست ثانیه هاش آرزو باز ...


باید تا پاییز تمام نشده واین باد و بوران...

 تمام درخت ها را عریان نکرده است

بیرون بزنم...

روی برگ ها بدوم...

وبگذارم درخت جان،

با تمام سخاوت، برگهایش را روی سرم بپاشد...

باید تا پاییز تمام نشده حسابی بغلش کنم!

آنقدر محکم...

که نارنجی از آغوشم سر برود...!









صالحه.ن

کلمات کلیدی : نارنجی ، بغل ، پاییز ، آغوش ، بوران ، عریان ، برگ ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 06:46 ب.ظ
عکس و تصویر


بگذار در آغوش بگیرمت...

فقط لحظه ای

قول میدهم انقدر کوتاه بیایم و بعد بروم

که انگار پرنده ای؛

 از شاخه ها ی درخت خیابان پریده است...










صالحه.ن

کلمات کلیدی : بگذار ، آغوش ، قول میدهم ، کوتاه ، پرنده ، شاخه ، خیابان ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 04:09 ب.ظ

عکس و تصویر آنِ منی، کجا روی؟؟؟ بی تو بسر نمیشود....
دارد کم کم

این بی خداحافظی رفتن ها

تلنبار میشود روی هم...

میترسم انقدر خداحافظی گیر کند توی گلویم

که رنگ شب بگیرم

میترسم این حسرت در آغوش کشیدنت...

انگشتان و آغوشم را به آتش بکشد...

بی خداحافظی...

شده قانون رفتن هایت!!

فکری به حال دل ما هم بکن لطفا...










صالحه.ن


کلمات کلیدی : مولانا ، داغ تو دارد این دلم ، بی خداحافظی ، بغض ، شب ، آغوش ، آتش ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: سه شنبه 30 شهریور 1395 03:20 ب.ظ
http://uupload.ir/files/2x7x_img_۲۰۱۶۰۷۳۱_۱۳۰۶۱۴.jpg


آدم باید از در که وارد میشه

با صدای بلند سلام کنه:))

بلند و خوشحال هر صبح  قشنگ رو تبریک بگه...

تا یه عالمه حال خوش و نور و رنگای روشن و گرم

لبریز بشه تو قلب بقیه...

قلبشون شروع کنه تالاپ تالاپ کوبیدن

و آدرنالین ترشح کنن...

اونقدر زیاد

که بتونی محکم تو اغوش فشار بدی همو

خوب به هر حال میدونید

هر چی باشه ما خلیفه ی خدا رو زمینیم

خداهم مگه کاری جز خوشحال کردن و سعادتمند کردن ما میکنه؟؟!!

نه والا!!

پس همین الان بلند شید و یه عالمه حال خوب

برای هم بفرستید:)

امروز وقتشه:))

عیدتون...روز قشنگتون...

 مبااارک:))










صالحه.ن

پ.ن:مادر خانوم ک انگار تصمیم عیدی دادن ندارن!!!سید کسی نداریم اینجا بریم ازش عیدی بگیریم؟؟

کلمات کلیدی : عید غدیر ، عیدتون مبارک ، خوشحالی ، خوشبختی ، شادی ، آغوش ، قلب ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: پنجشنبه 31 تیر 1395 04:48 ب.ظ
عکس و تصویر ۸۱۲ حل شدن در #دل_معشوقه که ایرادی نیست #چای هم آب کند در دل خود ...

ناحیه ها مجازی اند دور...

و دوستی ها

تصویر یک فنجان چای است

که لایک میشود....

که شر میشود...

که یخ میکند....

دلم یک چای لب سوز و داغ میخواهد کنار تو...

خسته از استیکر ها

دلم یک آغوش تنگ میخواهد...

از انها که نفسهایت یکی میشود...

دوست تر از تمام دوست ها که سرت شلوغ است این روز ها....

دلم تنگ شده...

چای لب سوزت را آماده کن...

«لحظه ی دیدار نزدیک است»










صالحه.ن

نقل قول نوشت:های نپریشی صفای زلفکم را دست...و آبرویم را نریزی دل...لحظه ی دیدار نزدیک است..."م.امید"

کلمات کلیدی : مجازی ، دور ، چای ، شر ، استیکر ، لایک ، آغوش ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: جمعه 28 اسفند 1394 01:36 ق.ظ

نتیجه تصویری برای درخت

آن وقت که می رفتی...
هرگز فکر نمیکردم کاسه ی آبی که پشت سرت خالی شد
انقدر خجالت زده شود از نبودنت...!
آن وقت که می رفتی...
هرگز فکر نمیکردم انقدر تکرار غریبی میشوم برای جاده:
من...تو...وانتظار...!
آن وقت که می رفتی...
من منتظر بودم و تو مسافر...
من درخت بودم و تو پرنده...
در قلبم خانه کردی و بعد...کوچی دردناک!
گفتی: زمستان است!
گفتم :بهار میشوم به یمن حضورت...
گفتی :سرد است!
گفتم:آغوش می شوم برای حضورت...
ولی تو رفتی...تو رفتی و حضورت را هم بردی! و هیچکس نفهمید که چرا این درخت پیر سالهاست در زمستان مانده...؟!
-اگر می ماند...بهار میشدم وسبز تر از هزار رنگ رنگین کمان عشق...!
درخت اینها را گفت و جان سپرد به پرستوی کوچکی که در حال کوچ بود...
و باز هم هیچکس جز من ندانست
که این پرستو،تخم همان کبوتریست که سالیان دور، دل از درخت برده بود!
موضوع: حدیث دل،
کلمات کلیدی : درخت ، بهار ، پرستو ، پرنده ، آغوش ، تو ، کوچ ،
ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


 پارس تولز ابزار وب

  • ...امیدی به شاعر شدن من هست؟(مطالب وب نوشته های خودمه)