یک فنجان شعر

با تمام اینها...به قول او: شاعر شدن خوب نیست؛اینبار که برگشتم درخت میشوم!

درباره من
شاعرانه های من تصویر دختری پاییزیست که باد از موهای او می وزد:)

چه خوب که اومدید:)
شعرام رو میذارم که قد بکشه...نقداتون خوشحالم میکنه

چقدر خوش اومدید!

لطفا نظر بدید و راهنماییم کنید!
(برای نظر دادن نیازی به ایمیل نیست دوستان)

در ضمن در نظر سنجی شرکت کنید وبه صفحات جانبی و لینک دوستان سر بزنید!
ممنون از حضورتون
و
"کپی بدون ذکر منبع به هیچ وجه آزاد نیست"
نویسندگان
جستجو در وبلاگ
نویسنده :صالحه
تاریخ: جمعه 15 اردیبهشت 1396 03:27 ب.ظ
عکس و تصویر

مرا به خودم پس بده ای درد

کجا شبیه من است این من؟






صالحه.ن

پ.ن:به خودم پس بدهیدم بروم!

نویسنده :صالحه
تاریخ: جمعه 15 اردیبهشت 1396 02:20 ب.ظ
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


نویسنده :صالحه
تاریخ: شنبه 26 فروردین 1396 10:15 ب.ظ
عکس و تصویر #مــن، در پِــیِ خویشــم،،، بـه #ٺــو بر می خــورم، امـّـا...!!

هر چند عشق گناه کبیره ی دل بود!

اما هنوز...

غبطه میخورم به سرخی صورت دخترک های عاشق..!!

هرچند وابستگی،دوزخ پیش از مرگ بود ؛

هرچند عشق ، بدترین اتفاق سال بود ؛

هرچند فقط ، درد داشت و بغض داشت و اشک...!

اما...

هنوزم هم لبخند میزنم از عاشق شدن های اطرافم!

هنوز هم دیوانگی میکنم پا به پای دیوانگی های عاشقانهـ یشان

هنوز هم این"دست نیافتی ترین"زیباست!

عشق ،  اکسیر سبز طبیعت دل است انگار!!

رنگ میپاشد روی پوست و زندگی ات...

آدم های روشنِ پر لبخندِ توی خیابان که می بیند:

عاشقان شهرند...

که انگار ، پررنگ تر از همه میدرخشند!

عشق به طرز عجیبی...

شادت میکند ؛ میخندانت ؛ انرژی میبخشد

و بعد آرام آرام..

مثل پیچکی که نرم بخزد دور تنه ی درختی

گِرداگردت حلقه میزند

و جان میکاهدت...و جان میکاهدت!


عشق گناه کبیره ی دنیاست

دست نیافتنی ترینی

که هوس داشتنش تا لب مرگ هم میکشد مارا !!







صاد.نون


کلمات کلیدی : عشق ، گناه ، کبیره ، دست نیافتنی ، هوس ، اکسیر ، درد ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: سه شنبه 8 فروردین 1396 03:11 ق.ظ
عکس و تصویر ... :)


خیره خیره نگاش میکردم:

 بغض داشت!

بلد بودم خنده های پربغضشو...

گاهی اوقات آدما اونقدر نرم پا رو دل میذارن

که دیگه گریه و اشک و ناله تاثیر نداره...

دلی که شکست؛شکسته دیگه...حالا صدم تو خودتو به آب و آتیش بزن!

من به درک!اون به درک!

خودت توحسرت این روز میمونی!

گاهی وقتا... ولش کن بگم که چی بشه؟!...

اینهمه گفتم...اینهمه داد زدم...اینهمه نوشتم

چیشد؟! جوابش یه داد "خفه شو" بود!!

ولش کن!

ولی شما بیشتر مواظب باشید

بغض چیزی نیست که بیاد و بره

بغض میمونه...درد میمونه...

حسرت میمونه!

شما بیشتر مواظب باشید اینطوری پا رو دل نذازید

درد موندنیه!







صاد.نون

کلمات کلیدی : درد ، بغض ، حسرت ، خفه شو ، داد ، گریه ، درد موندیه ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: پنجشنبه 26 اسفند 1395 04:10 ب.ظ
عکس و تصویر

آیا تو هم...

هر صبح دست کسی از درونت را میگیری؛

از رخت خواب بلندش میکنی؟

کسی که هر صبح باید قرص هایش را بدهی...

و هر شب غذایش را...

تو هم نگران کسی از درونت هستی؟

پیرزنی که مباد ناگاه ،

قلبش بگیرد و از زندگی بایستد

توهم مثل من پیرزنی درونت داری...

که همسرش سالیان دور مرده ؛

و سالهاست بیوه ی بهار است؟

این درد را میفهمی؟

یانه... فقط من این گونه ام؟









صالحه.ن


کلمات کلیدی : پیرزن ، قرص ، قلب ، درد ، نگران ، همسر ، بیوه ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: شنبه 21 اسفند 1395 07:09 ب.ظ
عکس و تصویر

"عشق" نام پیامبری بود

با معجزه ی "جنون"

و آیاتی شبیه "درد"

جبرئیل به گمانم که هزار سال پیر شد

تا چنین عظمتی را به زمین برساند...









صالحه.ن


کلمات کلیدی : عشق ، پیامبر ، معجزه ، جنون ، آیات ، درد ، جبرئیل ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: جمعه 29 بهمن 1395 07:33 ب.ظ
عکس و تصویر M

گاهی فکر می کنم

قسمتی از مغزم هنوز در کودکی مانده است

من؛

کودکی هستم که هنوز حرف زدن را بلد نیست!

 چشم هایم زود تر از دهانم به حرف می آید

و قلمم زودتر از زبانم درد هایم را می نویسد

من در کودکی مانده ام

و هیچ کس نیست که مثل آن روز ها

این دخترک گریان ترسیده را

در آغوش بگیرد و آرام کند!

و هیچ کس نیست که این مشکل عظیم را بفهمد!










صالحه.ن



موضوع: حدیث دل،
کلمات کلیدی : سکوت ، مغز ، کودکی ، چشم ، دهان ، قلم ، درد ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: سه شنبه 5 بهمن 1395 10:17 ب.ظ
عکس و تصویر عشـق چیست ؟

و هنوزهم من؛

زیر این بارش گسترده ی درد آرامم...










صالحه.ن

موضوع: شعر،
کلمات کلیدی : هنوز ، زیر ، بارش ، گسترده ، درد ، آرام ، عکس امیرعلی ق ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: سه شنبه 28 دی 1395 08:35 ب.ظ
عکس و تصویر

چشم هایم درد میکند...

از بغض هایی که در آستانه ی شکستن،

خفه شان کردم!

من بزرگترین قاتل جهانم...!

و روزی هزار بار

از این غده ی سرطانی آبستن میشوم

و هر روز این درد را ، در نطفه خفه میکنم...

من قاتل ترین آدم جهانم!









صالحه.ن


موضوع: حدیث دل،
کلمات کلیدی : چشم ، درد ، بغض ، شکستن ، بزرگترین قاتل جهان ، غده ی سرطانی ، آبستن ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: شنبه 13 آذر 1395 06:44 ب.ظ
عکس و تصویر حیف نیست صبح بیاید وآبان روی چشمهای پاییز دلبری کند و تو هنوز روی بی ...

اینبار که آمدی...

پیش از اینکه لباس هایت را عوض کنی

دلِ مرا بتکان

مرجعِ ضمیرِ درد را؛ از شعر هایم بیرون بران...

آنگاه بنشین تا بپرسم:

چای دارچین میخوری یا هِل؟









صالحه.ن

پ.ن:پست رمز دارم پرید!نتم قطع و وصل شد و پودر شد تموم اون ترانه ای که نوشته بودم!سراغشو نگیرید لطفا!بسی غمین :|


کلمات کلیدی : چای ، دارچین ، هل ، مرجع ضمیر ، درد ، شعر ، دل ،
تعداد کل صفحات : 3 1 2 3
ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


 پارس تولز ابزار وب

  • ...امیدی به شاعر شدن من هست؟(مطالب وب نوشته های خودمه)