یک فنجان شعر

با تمام اینها...به قول او: شاعر شدن خوب نیست؛اینبار که برگشتم درخت میشوم!

درباره من
شاعرانه های من تصویر دختری پاییزیست که باد از موهای او می وزد:)

چه خوب که اومدید:)
شعرام رو میذارم که قد بکشه...نقداتون خوشحالم میکنه

چقدر خوش اومدید!

لطفا نظر بدید و راهنماییم کنید!
(برای نظر دادن نیازی به ایمیل نیست دوستان)

در ضمن در نظر سنجی شرکت کنید وبه صفحات جانبی و لینک دوستان سر بزنید!
ممنون از حضورتون
و
"کپی بدون ذکر منبع به هیچ وجه آزاد نیست"
نویسندگان
جستجو در وبلاگ
نویسنده :صالحه
تاریخ: جمعه 15 اردیبهشت 1396 03:06 ب.ظ

http://static.asset.aparat.com/lp/16064123-2092-l.jpg
زیر باران بروی

شعر شوی...

خیس شوی...

منطق گریه تزلزل یابد!

صورتت نم بزند،

اشک شوی...

ابر شوی...

شبنم از روی تو شرمنده شود...!!








صالحه.ن


موضوع: شعر،
کلمات کلیدی : زیر باران بروی ، شعر ، خیس ، نم ، شبنم ، شرمنده ، گریه ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: شنبه 2 اردیبهشت 1396 12:47 ق.ظ
عکس و تصویر چمدان دست تو ترس به چشمان من است/این غم انگیزترین حالت غمگین شدنست... امیر عظیمی ...

تو از این حادثه دل کندی و من

تازه پا بند به بودن شده ام

چمدان دست چپت میروی و

تازه درگیر حضورت شده ام!








صالحه.ن

پ.ن: تا به خود جنبیدم و عاشق شدم بار خود بست وبرفت


موضوع: شعر،
کلمات کلیدی : چمدان ، حادثه ، عشق ، پابند ، شعر ، درگیر ، چمدان دست تو و ترس به چشمان من است ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: شنبه 19 فروردین 1396 01:06 ق.ظ
عکس و تصویر عاشق شدن در سی سالگی چیز عجیبی است دیگر مسیر را با شمع روشن نمیکنی ...

توی فنجون قهوه ام حتی...

توی فالی که نقش دستم بود ...

نقش یک مرد بودش که

باد موی لختشو می برد!


تو از اول برای من بودی!

توی تقدیر و فال و فنجونم

خواب می دیدمت تو رو هرشب

ابن سیرین اسیر بخت من


سروتو بذار رو پاهام

مرد بودنت رو رخ کش کن

اختیارو از کف دستام

ببرو لای موت اسیرش کن!


تو سرآغاز زندگی بودی

این من از تو زندگی داره

تب که داری هوای این خونه

بندرِ همیشه طوفانه


تو مکمل منی آقا !

"من" و "تو" کنار هم خوبه!

باش تا دلش نگیره"ما"

با "تو" این شهر شد خونه..!


بوسه های نگفته خیلی هست

باقی شعر دست این لبها....

زودتر خوب شو جانا

قصه های نگفته خیلی هست!






صالحه.ن

نقل قول نوشت:«کجا نوشته اند که بوسه شیرین است؟ بوسه شور است!نمک دارد!آدم را نمک گیر میکند!»

پ.ن:استدعا دارم منحرف نشید از مسیر...تنها برای سلامتی این آقا دعا کنید لطفا!

موضوع: شعر، عاشقانه های با وضو،
کلمات کلیدی : بوسه ، نگفته ، لب ، شعر ، مرد ، فال ، تقدیر ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: سه شنبه 8 فروردین 1396 03:32 ق.ظ
عکس و تصویر


خدایا...

اینهمه نبودنش را پس آورده ام!

خودش ، نبودنش ، گریه هایم ،

بغض ها و اصلا این من...

مال خودت!

نخواستیم!

جنس بد بیخ ریش صاحبش اصلا!!

نبودنش را برگشت میزنم...

خودش را...

خودم را...

قصه را از اول بنویس اصلا:

یکی بود که من نبودم...

بقیش پای خدا بودن خودت ، هر جور میخواهی تمام کن!

فقط من نباشم اینبار

که اینهمه ببینم و دم نزنم

قصه بدون این چهار ورق بغض که اسمش را شعر گذاشتم خواندنی تر است!








صاد.نون


پ.ن:بودنت رو به اهل این بغض بدهکاری


موضوع: حدیث دل، یواشکی های من و خدا،
کلمات کلیدی : بغض ، چهار ورق ، شعر ، قصه ، خدا ، نبودنش ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 01:12 ب.ظ
عکس و تصویر حرفهـاے زیادے بلد نیستم من تنهـا چشمـان تو را دیدم و گوشـه اے از لبخنــدت ...

خواستم شعر غم انگیر نگویم که غمی در را زد

دور از شان و ادب بود اگر باز نمیکردم..نه؟









صالحه.ن


کلمات کلیدی : شعر ، غم انگیز ، در ، غم ، شان ، ادب ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: سه شنبه 3 اسفند 1395 10:25 ب.ظ
عکس و تصویر کشاورزی یک مزرعه بزرگ گندم داشت; زمین حاصلخیزی که گندم آن زبانزد خاص و عام ...

رویش

بهانه ی "رسیدن" بود

بهانه ی بزرگِ "سبز شدن"

وگرنه مراد همان است که بود:

همچنان "تو" ؛ یکه تازِ شعر های همه ای...









صالحه.ن

موضوع: حدیث دل،
کلمات کلیدی : رویش ، بهانه ، رسیدن ، تو ، شعر ، سبز شدن ، مراد ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: چهارشنبه 13 بهمن 1395 08:52 ب.ظ
عکس و تصویر

زیر همین باران منتظرت بودم

دیر کردی جانا!

من و باران خاک شدیم...

و شعر هایی که این حوالی روییده

انتظار من است...









صالحه.ن

نقل قول نوشت:« آمدی قصه ببافی که موجه بروی...در نزن رفته ام از خویش کسی اینجا نیست»


نویسنده :صالحه
تاریخ: چهارشنبه 13 بهمن 1395 07:02 ب.ظ
عکس و تصویر معامله ای پایاپای یکی تو یکی من یکی من یکی تو نمی‌بخشمت اگر حتی یکی ...

جایی گوشه های دلم

نام توست که می تپد:)

آنچنان پر انرژی

که میتوانم ؛ چشمانم را ببندم

توی شلوغ ترین خیابان شهر راه بروم

و بلند بلند فروغ بخوانم...










صالحه.ن

پ.ن:«شراره ای مرا به کام میکشد...مرا به اوج می برد...مرا به دام میکشد...نگاه کن تمام آسمان من پر از شهاب میشود» فروغ


موضوع: حدیث دل،
کلمات کلیدی : گوشه ، قلب ، دل ، دیگران هر چه که گفتند بگویند ، شعر ، فروغ ، آفتاب میشود ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: سه شنبه 21 دی 1395 12:19 ب.ظ
Image result for ‫دفتر شعر‬‎

دفتر شعرمو نبر خونت

 که اتاقت صدای گریه میگیره

دختری توی شعرامه...

که یه عمره اسیر طوفانه


وا نکن دفترم رو تو خونت ؛

کل آشوب شهر توی دفترمه

نگرانم که خونتو این سیل

تا ته دنیا با خودش ببره


دفتر شعرمو نبر خونت

شاعرانه هام فقط درده

اینهمه واژه هر وقت لازم بود

تو ته این گلو رسوب کرده

جای اینکه بشه مرهم درد

دردی رو درد هام اضاف کرده


دفتر شعرمو نبر خونت

شعرامو نخون که می میری

دختری که توی شعرامه

مثل پاییز خودکشی کرده!!









صالحه.ن

موضوع: شعر،
کلمات کلیدی : دفتر شعر ، گریه ، دختر ، طوفان ، شعر ، آشوب ، خودکشی ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: یکشنبه 12 دی 1395 12:10 ب.ظ

عکس و تصویر یهـ روز، همهـ ی قرصای اعصابمو یهـ جا با هم میخورم تا از شرشون خلاص ...
خوشبختی چند قدم با من فاصله داره؟


حضرت جانا:)

باز هم شیر قهوه بنوش و شعرامو بخون...

چشمات که روی واژه ها میشینه؛

جون میگره قلم برای نوشتن

جانای من...

چقدرخوبه که هستی:)









صالحه.ن

پ.ن:دلم تنگ شده بود برای نامه هات...بسی دلتنگ تر جانا جان:))

پ.ن:حضرت جانا فرمودند که شیر قهوه ی داغ نوش جون میکردن در این هوای سرد؛ وهمزمان وب این حقیر رو هم چک:))

موضوع: حدیث دل،
کلمات کلیدی : خوشبختی ، فاصله ، حضرت جانا ، شیر قهوه داغ ، شعر ، چشمات ، جانای من... ،
تعداد کل صفحات : 6 1 2 3 4 5 6
ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


 پارس تولز ابزار وب

  • ...امیدی به شاعر شدن من هست؟(مطالب وب نوشته های خودمه)