تبلیغات
یک دیوانه می نویسد! - مطالب ابر قهوه
درباره من
هنوز تصویر همان دختری پاییزیم که باد از موهایم می وزد!
فنجان شعرم شکست و یک دیوانه برایتان می نویسد!

خوش اومدید:)

نوشته هام رو میذارم که قد بکشه
نظر بدید...راهنمایی کنید
و
کم لطفی منو ببخشید:)

"لطفا بدون ذکر منبع کپی نکنید"
نویسندگان
جستجو در وبلاگ
نویسنده :صالحه
تاریخ: شنبه 20 خرداد 1396 03:49 ب.ظ
عکس و تصویر تا از نفس نفس زدن نیفتاده است ، برگرد ماهی قرمز کوچک دلم که برای ...


بیا قال اینهمه حرف را بکنیم!

خلاصه اش کن...

کدام را ترجیح میدهی..؟!

سیگاری آتش بزنم برایت؟

فنجانی قهوه بریزم؟

یا از پنجره پرواز را شروع کنیم؟







صالحه.ن

پ.ن:چقدر میتونه برخلاف جاذبه ی زمین دنبال آب حرکت کنه!؟اون از ظرف جدا شده!بیا از پنجره پرواز رو تمرین کنیم...


کلمات کلیدی : حرف ، خلاصه ، ترجیح ، سیگار ، قهوه ، پنجره ، پرواز ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: سه شنبه 23 آذر 1395 10:43 ب.ظ



چشم هایت از فنجانم سر رفته است!

تو...

دلیل تمام بی خوابی های  اهل این کافه ای!









صالحه.ن




کلمات کلیدی : چشم ، قهوه ای ، قهوه ، فنجان ، دلیل ، بی خوابی ، کافه ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: دوشنبه 25 مرداد 1395 01:29 ق.ظ
عکس و تصویر تلخ منم همچون چای سرد . . . که ساعات طولانی نگاهش کرده باشی و ...

نه پاییز است

نه کافه ای در کار است

و نه بارانی در راه...

اما سرما خورده ام و زیر پتو گم میشوم از لرز

چشم هایم خمارند

و خودم نئشه

کمی کافئین بیاور لطفا...

قهوه دم کن

فالم را بگیر

پرنده هایش را بشمار و بگو خوب میشوی

همه چیز درست میشود....

نئشه ام

کمی کافئین لطفا...

از آن هایی که لب هایت روی پیشانی مینشیند










صالحه.ن

پ.ن:همینجوری نوشت..


کلمات کلیدی : قهوه ، پاییز ، کافه ، باران ، پیشانی ، لب ، فال ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: پنجشنبه 7 مرداد 1395 04:06 ب.ظ

فال یک قهوه ی تلخ

توی چشمان من است

عینکت را بردار

این جهان خوب تر است...










صالحه.ن

پ.ن:از فواید کور بودن اینه ک خیلی دور رو نمی بینی و حواست از نزدیکی ها پرت نمیشه:))


کلمات کلیدی : عینک ، فال ، قهوه ، تلخ ، چشم ، جهان ، زیبا ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: شنبه 2 مرداد 1395 02:34 ق.ظ
عکس و تصویر بگذار هر چه از دست می‌رود برود آن‌چه را می‌خواهم که به التماس نیالوده باشد ...

خوب چشم بگردان


زنی نیست

فقط رژ سرخی مانده روی فنجان قهوی شهر

نگاه کن...

مردی هم نیست

فقط نعره های مست مانده روی تن برهنه ی شب

چشم هایمان را باز کنیم

سحر؛

انسانیت را دار میزنند...










صالحه.ن

نقل قول نوشت:من به تنگ امده ام از همه چیز بگذارید هواری بزنم"مشیری"

کلمات کلیدی : زن ، سحر ، مرد ، رژ سرخ ، فنجان ، قهوه ، مست ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: دوشنبه 30 فروردین 1395 09:37 ب.ظ


شبها همش کابوس
روزهایم تلخ!!

این قهوه های تلخ...
این امتحان سخت...

هر روز کار و کار...
هر روز درس و درس...


کابوس شبهایم:
""من امتحان میدم""

کی می رسد پایان
این امتحان هایم؟!

نزدیک خرداد است...
من غصه ها دارم!!

از بعد عید ای وای
من امتحان دارم...!!

گویی دبیرانم
تصمیم ها دارد...

هی امتحان و درس...
هی نمره های صفر...!!!

...

این قهوه ها من را
 از خواب میگیرد

این درس های سخت
من را فنا میدند...!!

صالحه.ن



الهی صبری زیاد....مراقبی نادان( و صد البته کور)...
امتحاناتی آسان...و حس درس خواندن عطا بفرما
آمین

موضوع: شعر،
کلمات کلیدی : امتحان ، نمره صفر ، درس ، دبیر ، قهوه ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: پنجشنبه 19 فروردین 1395 02:00 ب.ظ
دوباره من و غزل:




بیخیالت میشوم اما بدان
بیخیالی های بعد از من
همیشه ماندنیست!

شهر را، آشوب را ، تکرار کن...
موج این دریای خالی رفتنیست...

دفتری شعرم
ولی خالی ز تو...
بیخیالت گشته ام
این بیخیالی ماندنیست!

ماهیی تنها و مفلوکم
به دور از آبها
ماهی تنها همیشه مردنیست...

قهوه ها بعد تو
خوش طعم اند و تلخ
قهوه های تلخِ بی تو
خوردنیست!

ماه بی آغوش شب
بی حاصل و آواره است!
ماه رنجوری میان کوچه ها...
بس دیدنیست!

بیخیالت میشوم...
اما بدان...
بی خیالی های شاعر
ماندنیست!

صالحه.ن
موضوع: شعر،
کلمات کلیدی : امیر علی ق ، شعر ، بیخیال ، قهوه ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: چهارشنبه 26 اسفند 1394 12:47 ب.ظ

نتیجه تصویری برای عکس قهوه ریخته شده کف اتاق

امروز در خیالم دعوتش کردم به یک فنجان قهوه...که از تمام لبخند های تلخم پر کرده بودم...!

ویک قاشق کوچک...به یاد تمام دل پیچه هایم!!

آرام قاشق را برداشت و هی هم میزند فنجانش را...کم کم قهوه به مرز بوسیدن میرسد...و در چند ثانیه بوسه ای کوتاه!نفس میگیرد و دوباره..!

تکرار را طولانی تر میکند...بوسه ای دیگر...وبعد...انگار نفس کم آورده!نفس هایش منقطع میشود...پر از هیجان...در ثانیه هایی به کوتاهی بوسه ها...در شور و هیجان نفسهایش...

فنجان سقوط میکند!

میشکند!

و او..آرام تر از همیشه بر فراز غرور جان می دهد!

بوی زهر می اید...تیله های نگاهم قل میخورد به آخرین ذرات قهوه ی کف اتاق...آه! فراموش کردم بگویم...این قهوه... در فنجان تمام زهر خنده هایش ریخته شده بود...

واین زیبا ترین پایان برای داستان او بود...مرگ با آخرین بوسه هایش..!!

موضوع: حدیث دل،
کلمات کلیدی : قهوه ، مرگ ، بوسه ، آخرین ، تیله ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: سه شنبه 4 اسفند 1394 09:32 ب.ظ



یک فنجان چای
   پر از پوره های زندگی...
گس!

یک فنجان قهوه
  پر از لبخند های زورکی...
تلخ!

یک فنجان شعر
پر از خیال خوش....!




صالحه

موضوع: حدیث دل،
کلمات کلیدی : به قلم:صالحه ، یک فنجان شعر ، قهوه ، خیال ، تلخ ، گس ، چای ،
ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


 پارس تولز ابزار وب

  • ...امیدی به شاعر شدن من هست؟(مطالب وب نوشته های خودمه)