تبلیغات
یک دیوانه می نویسد! - مطالب ابر پرواز
درباره من
هنوز تصویر همان دختری پاییزیم که باد از موهایم می وزد!
فنجان شعرم شکست و یک دیوانه برایتان می نویسد!

خوش اومدید:)

نوشته هام رو میذارم که قد بکشه
نظر بدید...راهنمایی کنید
و
کم لطفی منو ببخشید:)

"لطفا بدون ذکر منبع کپی نکنید"
نویسندگان
جستجو در وبلاگ
نویسنده :صالحه
تاریخ: شنبه 20 خرداد 1396 03:49 ب.ظ
عکس و تصویر تا از نفس نفس زدن نیفتاده است ، برگرد ماهی قرمز کوچک دلم که برای ...


بیا قال اینهمه حرف را بکنیم!

خلاصه اش کن...

کدام را ترجیح میدهی..؟!

سیگاری آتش بزنم برایت؟

فنجانی قهوه بریزم؟

یا از پنجره پرواز را شروع کنیم؟







صالحه.ن

پ.ن:چقدر میتونه برخلاف جاذبه ی زمین دنبال آب حرکت کنه!؟اون از ظرف جدا شده!بیا از پنجره پرواز رو تمرین کنیم...


کلمات کلیدی : حرف ، خلاصه ، ترجیح ، سیگار ، قهوه ، پنجره ، پرواز ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: جمعه 17 دی 1395 04:53 ب.ظ
عکس و تصویر می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن روزها که تنها پدر قهرمان بود… عشق فقط ...


یه بلیط لطفا...

برای اون روزایی که کف پام اندازه ی کف دستش بود

برای همون وقتا

که رو دست بلندم میکرد و پرواز یادم می داد...









صالحه.ن

پ.ن:یادمون نره رو دستای کی پروازو شروع کردیم:)

پ.ن:دخترا همیشه بابایی خواهند موند!عکسشو^_^

موضوع: حدیث دل،
کلمات کلیدی : پرواز ، بابا ، بلیط ، کف پا ، دختر ، کف دست ، نوستالژی ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: چهارشنبه 26 آبان 1395 08:04 ب.ظ
عکس و تصویر من ، معجزه را فردی می نامم که می شود در آغوشش عالم و آدم ...


دست هایم را رو به آسمان بلند کردم

پاهایم زمین را گم کرد...










صالحه.ن

پ.ن:نمیدونم تا حالا گذاشتمش یا نه؟تو دفترچه ی متنای کوتاهم یافتمش:)واسه پاییز94

کلمات کلیدی : پرواز ، نور ، دست ، آسمان ، بلند ، زمین ، پاییز ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: پنجشنبه 28 مرداد 1395 12:54 ب.ظ



زندگی؛

هنوز هم مثل ان روزهاست...

که روی تاب حیاط می نشستم

محکم تاب میخوردم

 از پرواز لذت  می بردم و

بلند بلند فریاد میزنم

«خدا منو نندازی»

هنوز هم مثل آن روز ها ست

و من مطمئنم خدا مرا نمی اندازد...






















صالحه.ن

کلمات کلیدی : خدا منو نندازی ، تاب ، پرواز ، بلند ، فریاد ، مطمئنم ، خدا ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: چهارشنبه 30 تیر 1395 06:27 ق.ظ
عکس و تصویر دستم نمی رسد به بلندای چیدنت, باید بسنده کرد, به رویای دیدنت...

جهان رازیست بین منو خدا...

و صبح؛

پرواز دسته دسته ی کبوتر هاست به سمت خوشبختی

روزم را معطر میکنم

به اسم"حق"

تا برکت بگیرد لبخندم

و من نگران نیستم

که دامنم بگیرد به حرف های مردم...

خدا خوب جایی را برای خودش نگه داشته

"حبل الورید"

که ته تهش میرسد به خود قلبم...

نگران نیستم اگر دامنم به دنیا میگیرد

برکت در سینه ام دارم!!









صالحه.ن


موضوع: یواشکی های من و خدا،
کلمات کلیدی : جهان راز ، خدا ، صبح ، پرواز ، خوشبختی ، حق ، حبل الورید ،
ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


 پارس تولز ابزار وب

  • ...امیدی به شاعر شدن من هست؟(مطالب وب نوشته های خودمه)