تبلیغات
یک دیوانه می نویسد! - مطالب ابر کودکی

یک دیوانه می نویسد!

«قرعه ی کار به نام منِ دیوانه زدند»

درباره من
«دیوانه تر از خویش کسی میجستم
دستم بگرفتند و به دستم دادند» سعدی

هنوز تصویر همان دختری پاییزیم که باد از موهایم می وزد!
فنجان شعرم شکست و یک دیوانه برایتان می نویسد!


خوش اومدید:)

نوشته هام رو میذارم که قد بکشه
نظر بدید...راهنمایی کنید
و
کم لطفی منو ببخشید...
اگه بی حوصله و خستم...و اونجور که باید حق رو به جا نمیارم!

"لطفا بدون ذکر منبع کپی نکنید"
نویسندگان
جستجو در وبلاگ
نویسنده :صالحه
تاریخ: یکشنبه 28 خرداد 1396 01:30 ب.ظ
عکس و تصویر

عزیزم...؟

اینهمه غم باخودت از این سر شهر به آن سر شهر میبری که چه؟

بِکَن این دندان لقِ دیروز و پریروز را...!!

و به رسم کودکی ؛ بِگُذار زیر بالشَت!!

آنوقت قول می دهم:

بیدار که شدی ؛

رد هزار بوسه روی صورتت خواهی دید:)







صالحه.ن


کلمات کلیدی : عزیزم ، بوسه ، کودکی ، دندان لق ، دیروز ، فردا ، غم ،
نویسنده :صالحه
تاریخ: جمعه 29 بهمن 1395 07:33 ب.ظ
عکس و تصویر M

گاهی فکر می کنم

قسمتی از مغزم هنوز در کودکی مانده است

من؛

کودکی هستم که هنوز حرف زدن را بلد نیست!

 چشم هایم زود تر از دهانم به حرف می آید

و قلمم زودتر از زبانم درد هایم را می نویسد

من در کودکی مانده ام

و هیچ کس نیست که مثل آن روز ها

این دخترک گریان ترسیده را

در آغوش بگیرد و آرام کند!

و هیچ کس نیست که این مشکل عظیم را بفهمد!










صالحه.ن



موضوع: حدیث دل،
کلمات کلیدی : سکوت ، مغز ، کودکی ، چشم ، دهان ، قلم ، درد ،
ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




دانلود آهنگ


  • ...امیدی به شاعر شدن من هست؟(مطالب وب نوشته های خودمه)